مجتبى ملكى اصفهانى

222

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

مكلف فى حد ذاته است و در عين حال كه زمان دو متعلق نيز يكى نيست ، ولى مكلف به علّت بيمارى يا علّت ديگرى ، نمىتواند هر دو قيام را بجا آورد . 3 - تزاحم ناشى از تلازم دو متعلق و لو اينكه حكم دو متعلق نيز مختلف است . مثل اينكه گفته شود : موقع نماز خواندن واجب است روبه‌قبله باشى و حرام است پشت به ستاره « جدى » كنى ؛ در حالى كه در برخى مكانها ، لازمه‌ى روبه‌قبله بودن ، پشت به « جدى » بودن است . 4 - تزاحم ناشى از وحدت وجودى دو متعلق . مثل اينكه يك امر مىگويد : با لباس پاك نماز بخوان و يك نهى مىگويد : غصب نكن . اكنون مكلف مىخواهد نماز بخواند ولى لباس او نجس است و براى پاك كردن لباس تنها يك آب وجود دارد و آن‌هم غصبى است . به عنوان « اجتماع امر و نهى » رجوع شود . 5 - تزاحم ناشى از اينكه متعلق يك حكم ، مقدمهء وجودى متعلق حكم ديگر است . مثل اينكه شخصى در حال غرق شدن است و نجات او متوقف بر تصرف در ملك غير ، بدون اجازه است . اكنون يك امر مىگويد : غريق را نجات بده . ولى امتثال اين امر متوقف است بر تصرف در ملك غير كه نهى از آن شده است . در هر پنج قسم تزاحم ، اگر يك طرف مرجّح داشت ، آن طرف مقدم است ، ولى اگر هيچ‌كدام از دو حكم متزاحم مرجّحى نداشتند ، عقل حكم به تخيير مىكند . « 1 »

--> ( 1 ) اصول الفقه ، ج 2 ، ص 190 .